هری پاتر

امیرخادم معارف

ييخشيد

خيلي خيلي وقت مطلب جديد ندادم اما سعي ميكنم بيشتر مطلب بزارم از خوانندگان وبلاگ شرمنده ام
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 18:56  توسط امیر خادم معارف  | 

سلام shady.esf

تو فارس چت shady.esf نشد که بیام اگر مایلی پنجشنبه در اتاق دوست یابی باهمین نام بیا ساعت 4:00
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 15:47  توسط امیر خادم معارف  | 

اظهارات جالب بازیگران در مورد فیلم7




تذکر : این متن ممکن است برای افراد زیر 12 سال مناسب نباشد.

در مصاحبه های فراوانی که این روزها در حین فیلمبرداری یادگاران مرگ انجام میشود گاهی اظهارات جالبی از سوی 3 بازیگر اصلی این فیلم منتشر میشود که دربردانده نکات جالبی از فیلم است در زیر بعضی از آن ها را میخوانید :

اما واتسون :

” درطول این همه سال فیلمبرداری مجموعه هری پاتر بوسیدن روپرت جلوی این همه دوربین سخت ترین  تجربه برای من به حساب می آید !!  هر دوتامون کلی از این سکانس میترسیم و دوست داریم سریع انجامش بدیم اما موضوع وحشتناک تری در راه است وآن هم بوسیدن دن است…..من مجبورم دن را ببوسم این همان صحنه ای است که رون در ذهنش تصور میکند.”

” ما هنوز آخرهای داستان را فیلمبرداری نکردیم  جایی که 19 سال میگذرد در ابتدا تولیدکنندگان قصد داشتند بازیگران جایگزینی برای ما بیاورند ولی در نهایت  راضی شدند که  ما را نگه دارند. بی صبرانه منتظرم ببینم که در 40 سالگی چه شکلی خواهیم شد !؟”

روپرت گرینت :

” ما صحنه های فیزیکی بسیاری را فیلمبرداری کردیم اما دنیل هیچگاه شاکی نمیشه اون خیلی تا اینجا سختی کشیده حتی زمانی که از تمرینات سخت مریض شد هیچگاه  احساس نارضایتی نکرد و همیشه مثبت است . ”

دنیل ردکلیف:

“در یادگاران مرگ شما هری را طوری میبینید که قبلا ندیده اید !! به طور مثال من یک سکانسی را بازی کردم که بر؟هن؟ه هستم وقتی  فیلمنامه را خوندم  گفتم حتما با زیر پو؟ش ظاهر خواهم شد اما دیدم نه!!!! من این کارو قبلا در اکوس کرده بودم ولی عکس العمل مردم …. حتی اگه در صفحه نمایش پیدا نباشی.”

“به تازگی من سکانس هفت پاتر را به اتمام رساندم بسیار سخت بود ومن گاهی خودم فراموش میکردم کی به کیه …و خوب این دیونم میکرد. ”

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 19:12  توسط امیر خادم معارف  | 

روبرت از بوسه اش ،تام از بچه اش وروبی از ریشش درفیلم میگویند

روپرت از بوسه اش٬ تام از بچه اش و روبی از ریشش در فیلم هفت میگوید


بنا به گزارش هایی که به تازگی از لوکیشن فیلمبرداری هری پاتر و یادگاران مرگ منتشر شده اند. روپرت گرینت و تام فلتون از دو قسمت از فیلم آینده خود یعنی هری پاتر و یادگاران مرگ سخن گفته اند. روپرت گرینت بازیگر نقش رونالد ویزلی در این سری فیلمها به بوسه اش با اما واتسون اشاره کرده است و تام فلتون بازیگر نقش دراکو مالفوی نیز از جذاب بودن صحنه ای که با پسرش در آن حضور دارد سخن گفته است! هردو بازیگر اشاره میکنند که برایشان چقدر جذاب بوده است که کسانی نقش پسران آنها( هوگو ویزلی و اسکورپیوس مالفوی ) را ایفا کرده اند! – مثلا روپرت صحنه هایی رو با پسر جوانی بازی میکند که نقش پسرش را دارد و بطور شگفت انگیزی به دوران کودکی روپرت شبیه است! (“اون پسره درست شبیه منه!”) تام فلتون هم با پسری ظاهر میشود که نقش پسرش را ایفا میکند و به پدرش بی شباهت هم نیست! البته او میگوید: اون پسره بیشتر منو یاد اون دوران میندازه! روبی کلترین ٬ روپرت گرینت و تام فلتون از جذابیت های یادگاران مرگ میگویند.

روبی کلترین نیز که از آغاز فیلمها نقش روبیوس هاگرید را بر عهده داشته است بهترین صحنه فیلمبرداری را لوکیشن وزارت خانه میداند و از ریشش در آخرین فیلمها می گوید!

- خوب راستش خیلی طول میکشه تا اون مو ها را روی خودم سوار کنم! و بعدش هم دو تا خانم جوان با روغن مخصوص کمکم میکنن تا از دست اون ریشای با ارزش خلاص بشم!! خوب باید کسایی باشن که کمک کنن دیگه.(با همون ریش بلندش میخندد)!!

و روپرت هم خیلی خلاصه در مورد بوسه اش با اما واتسون در طی فیلمبرداری اشاره میکند(جایی که رون هرمیون را میبوسد)

- خوب بازی کردن این صحنه و بوسیدن اما خیلی سخت بود. و ما چهار بار فیلم گرفتیم تا آخرش تونستیم انجامش بدیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 19:2  توسط امیر خادم معارف  | 

فروشگاه

امیر خادم معارف فروشگاه را به راه انداخت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



                                                            فروشگاه وبلاگ

سری کامل سیمپسون ها
سری کامل سیمپسون ها
قیمت: 11000

خرید پستی

 
DVD گرگ و میش دو (فارسی)
DVD گرگ و میش دو (فارسی)
قیمت: 1000

خرید پستی

 
کتاب صوتی هری پاتر و یادگاران مرگ
کتاب صوتی هری پاتر و یادگاران مرگ
قیمت: 1000

خرید پستی

 
CD موسیقی متن هری پاتر و شاهزاده دورگه
CD موسیقی متن هری پاتر و شاهزاده دورگه
قیمت: 700

خرید پستی

 
DVD بازی اینتراکتیو  هری پاتر
DVD بازی اینتراکتیو هری پاتر
قیمت: 1000

خرید پستی

 
DVD دوبله فارسی هری پاتر و جام آتش
DVD دوبله فارسی هری پاتر و جام آتش
قیمت: 1000

خرید پستی

 
بلو-ری ریپ هری پاتر و شاهزاده دورگه
بلو-ری ریپ هری پاتر و شاهزاده دورگه
قیمت: 1000

خرید پستی

 
DVD هری پاتر و محفل ققنوس (3 دیسک)
DVD هری پاتر و محفل ققنوس (3 دیسک)
قیمت: 3000

خرید پستی

 
DVD هری پاتر و شاهزاده دورگه (3 دیسک)
DVD هری پاتر و شاهزاده دورگه (3 دیسک)
قیمت: 4000

خرید پستی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:57  توسط امیر خادم معارف  | 

اما واتسون به روابط عاطفی خود پایان داد!!!!!!!!!!!!!!

اما واتسون به رابطه ی عاطفی خود پایان داداما واتسون به رابطه ی عاطفی خود پایان داد

 

اما واتسون به تازگی در مصاحبه ای با سان میل اعلام کرده است که به روابط میان خود ودوست پسرش پایان داده است.

این خبر که این روزها در دنیای اینترنت صدا کرده است در حالی اعلام میشود که اما  می گوید  دوستانش در دانشگاه در اتخاذ این تصمیم موثر بوده اند .

اما واتسون دوری  مسافت بین آمریکا ولندن را عامل جدایی خود و بریمور می داند.

البته منابع ناشناس اعلام کرده اند :واتسون  و بریمور مدت ها بود که با هم مشکل داشتند واین مسافت  نیز مزید بر علت شد . خوب  طبیعی است اما در آمریکا زندگی  میکند وجی در لندن .او اکنون با همکلاسی هایش و رافائل سبرین زیاد دیده می شوند.

رافائل یک موزیسین اسپانیایی است که با واتسون در اجرای نمایشنامه ی سه خواهر اثر چخوف که در دانشگاه براون برگزار شد همکاری می کرد .

واتسون در این اجرای داخلی بسیار مضطرب بود ولی به نحو احسن توانست از پس آن برآید.

این اتفاقات در حالی می افتد که واتسون  می گوید :من حکم قطاری را دارم که باید از خط خارج میشد اما  خوشبختانه هنوز در حال حرکتم…!!

وی فشار شدید کاری, تحصیل و حفظ  روابط  را جز عواملی میداند که بر وی فشار زیادی را وارد کرده است.

بعضی منابع میگویند وی برای دو سال به این روابط  پایان داده است ولی بعضی دیگر از جدایی همیشگی سخن به میان می آورند ولی آنچه مطرح است واژه هایی  است که بر علیه جی بریمور به کار می برند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:54  توسط امیر خادم معارف  | 

فتو شوت های هرمیون گرنجر(اما واتسون)

فتوشوت های جدید از اما واتسون

فتوشوت های جدید از اما واتسون

فتوشوت های جدیدی از اما واتسون٬ بازیگر نقش هرمیون گرنجر در سری فیلمهای هری پاتر به تازگی منتشر شده است. این فتوشوت ها توسط key writer و Daily Mail منتشر شده اند . او که در این فتوشوت ها به عنوان مدل حضور دارد هم اکنون ۲۲ سال داشته و یکی از داغترین شخصیت های سال گذشته لقب گرفته است. او هم اکنون در حال ایفای نقش در دو اپیزود آخر از سری فیلمهای هری پاتر است. قسمت اول فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ در تاریخ ۲۸ آبان سال جاری به اکران سینماهای جهان در خواهد آمد.

این فتوشوت های زیبا را میتوانید در اینجا ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:47  توسط امیر خادم معارف  | 

دانلود کده ی کتابها

ردیف

نام کتاب

نویسنده

زبان فرمت

حجم

دریافت

1

دانلود کتاب هری پاتر و قهرمانهای چهارگانه

ج-ک-رولینگ

FA

PDF

973KB

Download

2

دانلود کتاب هری پاتر7(هری پاتروقدیسان مرگ)

ج-ک-رولینگ

FA

PDF

3MB

Download

3

دانلود کتاب هری پاتر 7 (نسخه انگلیسی)

ج-ک-رولینگ

EN

PDF

1MB

Download

4

دانلود کتاب هری پاتر (فصل پسر بچه کوچک)

ج-ک-رولینگ

FA

PDF

1MB

Download

5

دانلود کتاب هری پاتر و جادوی خاطرات(1تا19)

ج-ک-رولینگ

FA

 

PDF

 

1MB

Download

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:44  توسط امیر خادم معارف  | 

دانلود کتاب هری پاتر و قدسیان مرگبار(7)

اینم فصلهای کتاب مقدسات مرگ با فرمت pdf

فصل 1 تا 5                     فصل 11                فصل 17                    فصل 23                فصل 32

فصل 6                           فصل 12                 فصل 18                   فصل 24 تا 27        فصل 33

فصل 7                           فصل 13                 فصل 19                   فصل 28               فصل 34

فصل 8                           فصل 14                 فصل 20                    فصل 29

فصل 9                           فصل 15                 فصل 21                    فصل 30

فصل 10                          فصل 16                 فصل 22                   فصل31

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:40  توسط امیر خادم معارف  | 

خصوصی برای shady.esf

ببخشید shady.esf  دوست خوبم اما آگر قبول کنی میخواستم روز چهارشنبه با هم چت کنیم اگر موافقی تو نظرات ساعت و اتاق صحبت رو بگو ،با تشکر راستی اسمت .با تشکر


با تشکر ازدوست خوبم که همیشه با همیم.shady.esf


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 18:30  توسط امیر خادم معارف  | 

تشکرازیک دوست

باتشکز یکی از بهترین دوستان که اسمش در نظرهای این وبلاگ ودرقسمت بازیگری نوشته شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:30  توسط امیر خادم معارف  | 

تشکرازیک دوست

باتشکز یکی از بهترین دوستان که اسمش در نظرهای این وبلاگ ودرقسمت بازیگری نوشته شده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:27  توسط امیر خادم معارف  | 

بازیگری

من امیر خادم معارف مدیر این وبلاگ هستم و متاسفم که دیر اپ میشه بخاطر اینکه من دانش آموز تیزهوشانم و سوم راهنمایی میخوانم ظمنا عید نوروز را هم تبریک عرض مینمایم ، من برای اینکه بتوانم سال اول دبیرستان را هم در مدرسه ی تیز هو شان درس بخوانم باید خوب درس بخوانم تا در امتحان ورودی قبول شوم .ظمنا من که ۷ سال دیگه درسم مانده (سال تا دیپلم و ۴ سال هم دانشگاه) من میخواهم در دانشگاه بازیگری بخوانم و بازیگر شوم ، نه بخاطر معروفیت و... فقط بخاطر اینکه علاقه دارم ،  امسال هم که سریال دلنوازان را پخش کرده اند ودیروز ساعت ۱۹:۰۰هم مراسم تجلیلی از بازیگران و عوامل آن برگزار شود ، من این سریال را بسیار دوست داشتم و شاید یکی از عوامل علایق من به بازیگری همین سریال بود که واقعا سهم بسزایی داشت ، شاید در میان شما هنر پیشگانی باشند که به این وبلاگ سر میزنند، از آنها هم برای بازیگرشدن بهتر خودم تقاضای کمک دارم ، مرا یاری فرمایید .

من میتوانم بگویم بعد از اتمام این سریال (دلنوازان) تا چند هفته حال و حوصله نداشتم و تو خودم بودم ، پکر شده بودم و دیگه از زندگی بریده بودم .اما تا زمانی که تصمیم گرفتم بازیگر شوم....

بازیگرآینده :

امیر خادم معارف

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 9:33  توسط امیر خادم معارف  | 

بازیگری

سلام به هوادارن همیشگی این وبلاگ ، ببخشید دیر آپ میشه بخاطر اینکه من در تیزهوشان و در سال سوم راهنمایی درس میخوانم و برای اینکه سال اول دبیرستان را هم در تیزهوشان درس بخوانم باید خوب درس بخوانم تا دوباره به تیزهوشان قبول شوم!من میخواهم در آینده شغل بازیگری را برگزینم ، نه بخاطر معروفیتش ، فقط بخاطر اینکه دوست دارم این شغل را.من سریال دلنوازان را بیشتر از همه دوست داشتم . من بعد از 7 سا انشاءالله و به امید خدا میخواهم در عرصه ی سینمای ایران نقش آفرینی کنم ، مرا از یاد نبرید. ونیز احتمالا در میان شما بازیگران و هنر پیشگانی نیز از این وبلاگ بازدید نمایند من از انها در خواست کمک برای بازیگر شدن بهتر خودم دارم!!!!!!! باور کنید بعد از سریال دلنوازان ، تام دتی حوصله نداشتم و امروز هم مراسم تجلیلی از هنرمندان این مجموعه در شبکه ی 3 سیما پخش شد .یعنی1388/12/26 راستی سال نو مبارک!1389
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 19:55  توسط امیر خادم معارف  | 

از دوستان عزیزی که به این وبلاگ می آیند خواهش میکنم به من کمک نمایند من چه طور بازی جی تی آ آی وی را که ۴ دی وی دی است بازی کنم (سریالش چیست؟)ونیز هر کس میخواد با من چت کند و برایم نامه بفرست ای دی من را ادد کند

amir_khademmaaref

با تشکر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 15:52  توسط امیر خادم معارف  | 

من در این شکل از نصب نرم افزار گفتار به نوشتار نمیدانم باید چه کنم؟

لطفا جواب را با تمام توضیحات و جزئیات به ایمیلم ارسال کنید!

البته شاید شکل نیاید

ژس همون  قسمتی است که میگه welcome to general training آنجا چه کنم؟ها؟یا چند دقیقه؟۱

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 22:5  توسط امیر خادم معارف  | 

اضافه کردن بخش

در آینده ای نزدیک در این وبلاگ بخش دانلود نرم افزار و... باز خواهیم کرد ما را تا آن روز راهنمایی کنید!

اونایی که به دنبال مطالب نجوم و هری پاترند افتتاح کردیم من و دوستم به لینک زیر کلیک کنید:

هری پاتر و نجوم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:19  توسط امیر خادم معارف  | 

سوسول ها

آدرس سوسول ها برای گوشی رایگان و .... که گفتم سوسول ها
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:13  توسط امیر خادم معارف  | 

خرید فیلم

خوب برای اون دسته از دوستانی که به طور خصوصی برای من ایمیل فرستاده بودند که ما فیلم های هری پاتر رو بدون سانسور می خوایم باید بگم که حتی اگه بدون سانسور هم باشه باز یه جاهاییش حذف شده که در مطالب وبلاگ میتوانید آنها را دانلود نمایید و اما من میتوانم فروشگاه اینترنتی زیر را که تضمینی است معرفی کنم که هزینه را هم باید درب منزل به مامور ست بدی :

ایران مارکت سنتر .کام                               فروشگاه اینترنتی ایران مارکت سنتر

اگر نشد میتوانید در گوگل سرچ کنید با تشکر از نظرات شما

گوگل

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:10  توسط امیر خادم معارف  | 

گوشی و لب تاب رایگان

خبر خبر که هر کس میخواد گوشی یا پلی استیشن یا تلوزیون ۱۹ تا ۴۰ اینچ به بالا یا ئح۳ پلیر رایگان دریافت کنه بره و این لینک زیر را فشار دهد و:

 

Referral ID: 92018785
Referral Link:گوشی رایگان و ... ثبت نام کنید همین حالا

ضمنا شما می توانید برای اطلاع از چگونگی ثبت نام در گوگل بنوسید "هدیه گرفتن گوشی رایگان "ویا کلمات مشابه با آن

فقط اینرا بدانید که کاملا واقعی من خودم هم عضو م و یه چند تایی اعتبار دارم واسه گوشی N۹۷

واین را هم بدانید که برای عضویت یا همان ریجیستر باید ایمیل داشته باشید و از هر کامژیوتر فقط میتوانید یک بار ثبت نام کنید...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:0  توسط امیر خادم معارف  | 

دانلود بازی هری پاتر 6 برای موبایل

سري ششم از ماجراهاي هري پاتر با عنوان Harry Potter and the Half-Blood Prince ارائه شده است و همزمان با آن بازي موبايل هري پاتر6 را آماده دريافت کرده ايم که مي توانيد هم اکنون اين بازي جذاب و هيجان انگيز را از آريا موبايل دريافت کنيد. - اپديت شد. سايز هاي جديد اضافه شد. سايز هاي ارائه شده : 240x320 + 128x128 , 128x160 176x220 دانلود بازي در سايز 128x128 حجم فايل : 172 کيلوبايت دانلود بازي در سايز 128x160 حجم فايل : 142 کيلوبايت دانلود بازي در سايز 176x220 حجم فايل : 524 کيلوبايت دانلود بازي در سايز 240x320 حجم فايل : 550 کيلوبايت پسورد فايل ها : www.ariamobile.net خريد پستي : مجموعه فيلم هاي هري پاتر 1 تا 5 این مجموعه سعی شده تا با حداقل حجم اماده شود.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 14:5  توسط امیر خادم معارف  | 

عذر خواهی

ببخشید نمی دونم این کامپیوتر چه مرگش بود ! درست نمی شد خوب ممنون از بعضی دوستان که نظر دادند تا وبلاگمون بهتر بشه از همتون سپاسگذارم خوب اومدم با چند تا مطلب ، در ضمن تونستم همو نی رو که می دونید را حذف کنیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:0  توسط امیر خادم معارف  | 

با تشکر از یکی از نطر دهنده ها یی که خصوصی به من نطر داده بوده و یک مشکل اساسی رو با من در میون گذاشته من جواب مشکل این فرد محترم رو می دهم :باتو جه به اینکه من کد غیر قابل کپی کردن از مطالب وبلاگ رو گذاشتم (ممنوع کردن راست کلیک)و نمی توان شو پیکچر را انتخاب کرد باید دکمه ی f5رو بزنید اگه با ز هم حل نشد به من بگید.

امیر خادم معارف

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 22:46  توسط امیر خادم معارف  | 

دنیل رادکلیف در ایران

دنیل راد کلیف طی یک مصاحبه اعلام کرد که قصد دارد پس از اکران

فیلم پنج به ایران بیاید. 

 

حالا برای مطلع شدن از جزئیات متن پایین رو بخونید

دنیل رادکلیف بازیگر ۱۷ ساله و مشهور سری فیلمهای هری پاتر طی مصاحبه ای اعلام کرد که قصد دارد پس از اکران فیلم پنج سفری به ایران داشته باشد.وی افزود که به دلیل دریافت ایمیل و نامه های مختلفی که از هواداران ایرانیش دریافت کرده به این نتیجه رسیده  که باید به این کشور نیز سفر کند و بسیار مایل است که از اثار باستانیی نظیر سی و سه پل و تخته جمشید   دیدن کند

برای دیدن عکسهایی از او در  این مصاحبه روی لینکهای زیر کلیک کنید

www.mugglenet.com/photo/danielradcliffe/875904=9767

www.mugglenet.com/photo/danielradcliffe/64366864=423

http://www.mugglenet.com/photo/danielradcliffe/534536=9521

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 13:58  توسط امیر خادم معارف  | 

سوال و جواب در مورد کتاب 7

در پي جنگ با ولدمورت، جامعۀ جادوگري از چه نظر بهتر شد و چگونه تغيير كرد؟ (يعني، بدون توجه به شغل هاي آينده هري، رون و هرميون.)

وزارت سحر و جادو از فساد خالي شد، و با رياست كينگزلي تبعيض هايي كه هميشه مخفي بودند از ريشه كنده شدند.
هري، رون، هرميون، جيني و بقيه به واسطۀ شغل هاي آينده شان نقش مهمي در بازسازي جامعه جادوگري داشتند.

قرار نبود در “قديسان مرگ” توانايي هاي جادويي قوي جيني رو ببينيم و بفهميم كه اهميت اين كه او هفتمين فرزند بود، چيست؟ تنها نقش اصلي اون در كتاب اين بوده كه عشق هري باشه؟

خب، به نظرم جيني توانايي جادوييش رو در مبارزه نهايي اثبات كرده، و به عنوان يك ساحره شانزده ساله خيلي خوب از پس اين كار بر اومده. اصلاً يادم نمياد گفته باشم اين كه اون “هفتمين فرزنده” چيز مهمي رو در كتاب آخر ثابت كنه، با اين حال… مطمئني اينو گفتم؟

آيا لوسيوس مالفوي و بقيه مرگ خواران فراري، به آزكابان برگشتن؟

نه، مالفوي ها (دوباره) با استفاده از اين امر كه در پايان مبارزه با هري مشاركت كرده ن (هرچند نفع شخصي در كار بوده) از اين اتهام طفره رفتن.

در فصل “كينگز كراس”، هري و دامبلدور پشت پرده هستن يا در دنيايي بين دنياي واقعي و پرده؟

مي توني از تصور خودت استفاده كني، ولي من فكر مي كنم وارد نوعي برزخ شد كه بين زندگي و مرگه.

با توجه به اولين صاحبان قديسان مرگ، برادران پورل (Peverell)، ميشه گفت هري و ولدمورت به وسيلۀ پدربزرگ ولدمورت كه حلقۀ سنگ رستاخيز رو داشت از دور با هم قوم و خويش هستن؟

بله، هري و ولدمورت از دور با سه پورل قوم و خويش هستن.
البته اگه تا قرن ها پيش رد خانواده هاي جادوگران رو بگيريد، تقريباً همه شون با هم نسبت خانوادگي دارن. همون طور كه در “قديسان مرگ” معلوم شد؛ خون پورل ها در رگ بسيار از خانواده هاي جادوگران جاريه.

وقتي بالاخره بوسه بين رون و هرميون رو نوشتيد، كه خيلي از طرفداران منتظرش بودن، چه احساسي داشتيد؟

نوشتن اين قسمت رو خيلي دوست داشتم و از اين هم خيلي خوشم اومد كه هرميون پيش قدم شد! رون بالاخره عضو ت.ه.و.ع (تشكيلات هواداري و عمراني جن هاي خانگي) شد و يه بوسه گرفت!

چرا آلبوس دامبلدور در مواقع خاصي هري را در زير شنل نامرئي مي بيند؟ (در كتاب ها شنل تنها براي كساني قابل مشاهده است كه يك قديس مرگ ندارند.)

دامبلدور كه مي تونه بدون بلند گفتن وردها جادو كنه، داشته از “هامنوم ريوليو” استفاده مي كرده… افسوني كه حضور انسان رو فاش مي كنه و هرميون در “قديسان مرگ” از اون استفاده كرد.

چه اتفاقي براي وينكي افتاد؟

اون هنوز در هاگوارتزه و يكي از جن هاي خونگي بود كه در مبارزه نهايي به مرگ خوارها حمله كردن.

آيا هرميون هنوز ت.ه.و.ع رو ادامه مي ده و اصلاً وضع زندگي جن هاي خونگي بهتر شده؟!

هرميون همين كاري رو كه در هاگوارتز انجام مي داد در سازمان ساماندهي و نظارت بر موجودات جادويي ادامه داد كه در اون جا تونست گام هاي مؤثري در بهبودي زندگي جن هاي خونگي و گونه هاي ديگه برداره. بعد از اون به سازمان اجراي قوانين جادويي منتقل شد. كه در اونجا با پافشاري ريشه كني قوانين متمايزكنندۀ اصيل زاده ها رو نهايي كرد.

تدي (فرزند لوپين و تانكس) پيش مادربزرگش بزرگ شد؟

بله، تدي پيش آندروميدا بزرگ شد. هر چند، برخلاف نويل، كه مادربزرگش اونو بزرگ كرده، تدي به غير از مادربزرگ، پدربزرگش، هري و تمام دوستان پدرش در محفل رو داره كه مي تونن برن پيشش و كنارش بمونن.

سلام، جي.كي، اول از همه به خاطر تمام كتاب ها ازت متشكرم، من از تك تك اونا لذت بردم. ميشه بگيد هري، هرميون، رون، جيني و لونا به چه كاري مشغول شدن؟

هري همون كار رو ادامه داد (درسته كه ولدمورت از بين رفته، ولي اين بدين معني نيست كه در سال هاي آينده جادوگران و ساحره هاي تبهكار ديگري نخواهند بود.)
رون در فروشگاه شوخي ويزلي به جرج پيوست و منبع درآمد خيلي بزرگي شد.
جيني پس از اين كه چند سال به عنوان يك بازيكن كوييديچ مشهور در تيم هالي هد هارپي بازي كرد، از اين كار كناره گيري كرد تا پيش خانواده اش باشه و خبرنگار ارشد كوييديچ در پيام امروز بشه!
در مورد هرميون قبلاً جواب داده م. كينگزلي مدت زيادي وزير سحر و جادو ماند و اون مي خواست كه هري رئيس اداره ي كارآگاهان باشه.

بدعنق دقيقاً چي يا كي هست، و آيا به قضيۀ بارون خون آلود ربطي داره؟

نه، بدعنق ربطي به قضيۀ بارون خون آلود نداره. اون يه شبح اغتشاشگره كه مدت ها پيش وارد قلعه شده و ثابت كرده غيرممكن غيرممكنه!

قديسان مرگ بر اساس داستان يا افسانه اي واقعي در اين دنيا بودن؟

شايد بر اساس “داستان بخشنده”، اثر چاسر.

چه اتفاقي براي لونا افتاد، اونم با كسي ازدواج كرد؟

اونم ازدواج كرد (نسبتاً ديرتر از هري و دوستانش) يكي از طبيعت گراهاست و نوه ي نيوت اسكمندر (رالف)!

معني “تقسيم ماهيتي” چيه؟

دامبلدور حدس مي زنه كه ماهيت مار تقسيم شده بود كه بخشي از ولدمورت هم در اون بوده، و براي همين بود كه اون مار در اجراي دستوراتش اين قدر ماهر بود.
براي همين بود كه هري كه جان پيچ آخر و ناخواسته بود، از طريق چشم هاي مار مي تونست به وضوح نگاه كنه، همون طور كه از طريق چشم هاي ولدمورت مي تونه ببينه.
دامبلدور در اينجا فكرش رو با كمك قدح انديشه به حقيقت متمايل مي كنه.

بدترين خاطرۀ دادلي چي بود؟

به نظرم وقتي ديوانه سازها به دادلي حمله كردند، اون براي اولين بار خودش رو، اون طور كه واقعاً بود ديد. اين فوق العاده ناراحت كننده است، ولي بالاخره درس مفيدي بود، و باعث شروع تغيير تفكرات اون شد.

چه كسي ريموس و تانكس رو كشت؟ فكر كنم اگه اين رو مي دونستم، مرگ بسيار ناراحت كننده، ولي قابل درك دو تا از شخصيت هاي مورد علاقه م رو به راحتي قبول مي كردم.

خيلي متأسفم! شب انتشار كتاب دو زوج بودن كه ظاهرشون رو شبيه لوپين و تانكس كرده بودن، و وقتي كتاب هاشون رو امضا مي كردم،خودم رو خيلي گناهكار مي دونستم!
دالاهوف، ريموس و بلاتريكس هم تانكس رو كشت.

غيبت تصوير اسنيپ در دفتر مديران هاگوارتز در اواخر داستان، ناشي از بي توجهي بود، يا عمداً صورت گرفته بود؟

عمداً بود. اسنيپ قبل از مرگ كارش رو ترك كرده بود، پس شايستگي اين رو نداشت كه تصويرش در اين مكان قرار بگيره.
هرچند، من دوست دارم فكر كنم كه هري مطمئن ميشه كه تصوير اسنيپ در وقت مناسبي اون جا ظاهر ميشه.

اگه چوبدستي صاحبش رو انتخاب مي كنه، پس چرا زماني كه يك چوبدستي از پدر به پسر داده ميشه، كار مي كنه. (مثلاً نويل كه چوبدستي پدرش رو داشت.)

همون طور كه اوليوندر گفت، يك جادوگر مي تونه از هر چوبدستي استفاده كنه، تنها چوبدستي كه كسي رو انتخاب مي كنه بهتر از بقيه كار مي كنه. جايي كه يه ارتباط خانوادگي باشه، به نظرم، اين چوبدستي مي تونه بهتر از چوبدستي كه تصادفي انتخاب ميشه كار مي كنه.

آمبريج چه طور مي تونست در حالي كه قاب آويز رو به گردن داشت، يك سپرمدافع ايجاد كنه، در صوررتي كه هري نتونست؟

چون اون خيلي وارد پليدي شده. اون به نزديكي زيادي به اشياء بد داره، كه باعث ميشه به جاي اين كه متوقفش كنه، بهش كمك كنه.

چه اتفاقي براي پرسي افتاد، اون كارش رو در وزارتخونه ادامه داد؟

بله، پرسي جديد و اصلاح شده، زير دست كينگزلي به يك كارمند عالي رتبه تبديل شد.

نويل چه طور تونست شمشير گريفندور رو به دست بياره، پيوندي با كلاه گروهبندي داره؟

بله، دقيقاً پيوندي با كلاه داره!
نويل، شايسته ترين گريفندوري، درخواست كمك كرد، همون طور كه هري در تالار اسرار اين كارو كرد، و شمشير گريفندور به كلاه قديمي گريفندور منتقل شد. كلاه گروهبندي، همون طور كه مي دونين، در ابتدا متعلق به گريفندور بوده.
گريپ هوك اشتباه مي كرد، گودريگ گريفندور شمشير رو “ندزديده بود”، مگر اين كه شما متعصب به اجنه باشين و معتقد باشين كه تمام چيزهاي جن ساز در حقيقت متعلق به سازندۀ اون هاست.

آزكابان باز هم از ديوانه سازها استفاده مي كنه؟

نه، به هيچ وجه. كينگزلي متوجه اين موضوع هست. همون طور كه دامبلدور دائماً تأكيد مي كنه، استفاده از ديوانه سازها نشانه اصلي فساد وزارتخونه هست.

از طرف تمام طرفداران هري پاتر كه خودشون رو عضو گروه هافلپاف مي دونن، ازتون خواهش مي كنم سالن عمومي هافلپاف رو توصيف كنين، چون تنها سالن عمومي هست كه هري به اون جا نرفته.

مطمئنم كه متوجه شدين كه سالن عمومي هافلپاف، از طريق تابلويي در نزديكي آشپزخانه در دسترسه.
ببخشيد، بايد بگم “نقاشي” نه تصوير، چون از اشياء بي جانه.
جاي خيلي پذيرا و راحتي هست، تا اون جايي كه ممكنه با دخمۀ اسنيپ متفاوته. چندين پردۀ زرد، صندلي هايي پهن، و تونل هاي كوچك زيرزميني كه به خوابگاه ها ختم ميشن، كه همه شون درهايي گرد مثل سر بشكه دارن.

جرج چگونه بدون برادر دوقلويش مغازه اش را اداره مي كند؟

خب، گمون نكنم جرج هرگز بتونه فقدان فرد رو تحمل كنه، كه باعث ميشه احساس ناراحتي بهم دست بده. با اين حال، اون اسم اولين فرزند پسرش رو فرد مي گذاره، و كارش رو با موفقيت ادامه مي ده و رون قديمي و خوب هم كمكش مي كنه.

هاگريد براي تربيت كردن تسترال ها بايد اونا رو مي ديده، پس هاگريد مرگ كي رو ديده؟

هاگريد در زندگي نسبتاً طولاني خودش، مرگ هاي زيادي رو ديده، پس بله، اون مي تونه تسترال ها رو ببينه.

دامبلدور واقعاً چه چيزي در آينه نفاق انگيز مي ديد؟

اون خانواده ش رو زنده مي ديد، كامل و شاد. آريانا، پرسيوال و كندرا پيش اون برگشته ن، و آبرفورث با اون آشتي كرده.

شما گفتيد كه يه نفر در كتاب هفتم دير جادو مي كنه. من تا به حال سه بار كتاب رو خوندم، اما نمي تونم بفهمم كي مي تونه باشه! لطفاً كمكم كنيد!

در اين مورد متأسفم، ولي تصميمم رو عوض كردم!
در طرحي كه در ابتدا براي داستان داشتم يه نفر بود كه سعي داشت به هاگوارتز بياد در صورتي كه قبلاً هيچ گاه جادو نكرده، اما من تصميمم رو عوض كردم در اين زمان سومين كتاب رو نوشتم.

وقتي ولدمورت در خفا بود، چه طور دوباره چوبدستيش رو به دست آورد؟

دم باريك، اونو از جايي كه افتاده بود برداشت تا از بين نره و اونو بهش داد. اقرار مي كنم كه اين براي يه موش شاهكاره، ولي اونا حيوانات واقعاً باهوشي هستن!

آيا كاراكترها در هنگام رشد به طور غيرمنتظره تغيير مي كنن؟

اونا درست به همون خوبي كه من انتظار داشتم/طراحي كردم شدن.
البته زماني كه مي نوشتم تغيير مي كردن، ولي هيچ كدومشون منو زياد غافلگير نكردن!

اين كه ولدمورت با استفاده از يك معجون عشق متولد شده، چه قدر به عدم درك عشق اون مرتبطه، اين بيشتر نمادين نيست؟

اين يك راه نمادين بود كه نشون بدم ولدمورت از يك وصلت بدون عشق متولد شده. ولي، البته، اگه مروپ زنده مونده بود و خودش اونو بزرگ مي كرد و دوستش داشت، همه چيز عوض ميشد.
جادويي كه توسط اون تام ريدل صاحب فرزندي به اسم ولدمورت شده خيلي مهمه، چون اين اجبار رو نشون مي ده، و هيچ راهي زيان بار تر از چنين وصلتي براي تولد وجود نداره.

فكر مي كنيد اسنيپ يك قهرمانه؟

بله، اين طور فكر مي كنم؛ ولي يك قهرمان عيب دار. شايد يك نيمه-قهرمان. اون از خيلي جهات مرد دوست داشتني نيست. اون هنوز ستمگر، قلدر و پر از تلخي و سستي باقي مي مونه. و هنوز عاشقه، و وفاداريش رو به اون عشق نشون داده.
و سرانجام، به همين خاطر زندگيش رو از دست داد. اين خيلي قهرمانانه است!

ولدمورت هرگز در مورد جان پيچ هايش به كسي چيزي نگفت، پس ريگولس بلك چگونه راز اون رو كشف كرد؟

جادوي جان پيچ اختراع خود ولدمورت نبود؛ همان طور كه در داستان تأكيد شده، جادوگران ديگه اي اين كارو كردن، هر چند، اين قدر پا رو فراتر نگذاشته بودن كه شش تا بسازن.
ولدمورت با تكبر اشاره هاي غيرمستقيمي انجام داد؛ و تصور نمي كرد كسي اون قدر باهوش باشه كه متوجه اونا بشه. (اون توي قبرستان ليتل هنگلتون، جلوي هري هم چنين كاري كرد)
اون جلوي ريگولس هم چنين كاري كرد و ريگولس به خوبي حدس زد، كه چه چيزي باعث شده ولدمورت متقاعد بشه اون دروغ نمي گه.

لي لي هرگز به احساسات اسنيپ پاسخ داد؟

بله. اگر اين قدر زياد عاشق جادوي سياه نبود، و و به چنين افراد نفرت انگيز و اعمالي كشيده نمي شد، حتي شايد بزرگ مي شد و اونو به صورت رمانتيك دوست مي داشت. (به طور قطع اون اسنيپ رو به عنوان يه دوست، دوست داشت.)

شما مانند چيزي كه در داستان گفته شده، قديسي رو انتخاب مي كنيد كه شنله، يا وسوسه مي شديد كه از قديس ديگري استفاده كنيد؟

من انتخابم مثل هريه، يعني سنگ رستاخيز. ولي معتقدم، بزرگترين خرد، پذيرش اينه كه همۀ ما بايد بميريم، و بريم، همون طور كه هري در آخر اينو مي فهمه.

پس چه بلايي سر ديوانه سازها مياد، كجا مي رن، نابود ميشن، اگه بله، چه طور؟

نميشه ديوانه سازها رو نابود كرد، ولي ميشه با از بين بردن شرايط تكثيرشون، تعداد اونا رو محدود كرد، يعني بايد نا اميدي و پستي رو از ريشه كند. همون طور كه گفتم، با اين حال، وزارتخونه ديگه از اونا براي شكنجۀ مخالفانش استفاده نمي كنه.

چرا فاوكس برنگشت تا به هري كمك كند؟ من فكر مي كردم چون هري به دامبلدور خيلي وفادار بود، فاوكس متعلق به هري ميشه؟

وقتي دامبلدور مرد يك چيزي براي هميشه بايد مدرسه رو ترك مي كرد، و من تصميم گرفتم اون چيز فاوكس باشه. دامبلدور مرد بزرگ و بي مانندي بود، و از دست دادن فاوكس اينو به صورت نمادين اظهار مي كنه. (و به اين موضوع هم توجه كنيد كه فاوكس غيرقابل واگذاري بود!)

چرا كالين كريوي هنوز در هاگوارتز دانش آموز بود، در حالي كه يه مشنگ زاده بود و مسلماً بايد شناسايي شده و زنداني مي شد و اجازۀ بازگشتش به مدرسه داده نمي شد؟

كالين دانش آموز نبود. اون دزدكي همراه فرد، جرج و بقيه اعضاي الف.دال برگشت. وقتي مك گونگال بهش گفت بره، نبايد اون پشت مي موند، ولي افسوس… كه موند.

دامبلدور چه طور مي تونه به زبون مارها صحبت كنه؟

دامبلدور زبان مردم دريايي، اجنه و مارها رو بلده. اون مرد فوق العاده اي بود.

لاكهارت سلامتيش رو دوباره به دست مياره؟

نه. منم نمي خوام چنين كاري بكنم. اون در جايي كه هست خوشحاله، و منم بدون اون خوشحال ترم!

حالا دنياي جادويي مي دونه كه اسنيپ در خدمت دامبلدور بوده، يا هنوز فكر مي كنن يك خائن بوده؟

هري كاري مي كنه كه شجاعت اسنيپ فهميده بشه. البته، نمي تونه با اين كار جلوي ريتا اسكيتر رو بگير كه مي نويسه “اسنيپ: تبهكار يا پاك؟”.

تدي لوپين يه گرگينه س؟

نه، اون مثل مادرش يه دگرگون شونده س.

جوراب هاي زيادي توي كتاب ها ديده ميشه، مثل علاقۀ دابي به اونا، ادعاي دامبلدور به ديدن اونا در آينه نفاق انگيز، چه انگيزه اي پشت تمام جوراب هاست؟

هيچ چيز عميق و مهمي نيست، متأسفم. اونا فقط يه چيز كمدي هستن.

ولدمورت براي هر كدوم از جان پيچ ها چه قتلي انجام داد؟

دفترچۀ خاطرات: ميرتل گريان. فنجان: هپزيبا اسمين. صاحب قبلي اون، قاب آويز: يك مشنگ ولگرد. ناجيني: برتا جوركينز (ولدمورت زماني كه يك بدن ابتدايي رو به دست آورده بود تا وقتي كه قربانيش شكست خورده بود، مي تونست از چوبدستي استفاده كنه). نيم تاج: يك روستايي اهل آلباني. حلقه: تام ريدل پدر.

چرا دامبلدور مي خواست رون “خاموش كن” خودش رو نگه داره؟

چون مي دونست كه رون راهنمايي بيشتري نسبت به اون دو لازم داره. دامبلدور اهميت رون بين اون سه رو مي دونست. رون ماهرترين يا باهوش ترين نبود، ولي همه رو كنار هم نگه مي داشت؛ شوخي ها و خوش قلبي اون لازم بود.

ديوانه سازها روح دارن؟

نه، براي همينه كه وحشتناكن!

در “شاهزادۀ دورگه” سومين بويي كه هرميون از معجون عشقينه به مشامش خورد، چي بود (اسانس ويژۀ رون)؟

فكر كنم بوي موي رون بود. هر شخصي بوي موي خاص خودش رو داره، متوجه شدين؟

تقسيم گروه ها در هاگوارتز در زمان بچه هاي هري، مثل قبله؟

اسليترين كمي ملايم تر شده. ديگه اصيل زاده ها تو اسليترين جا خوش نمي كنن. با اين حال، هنوز بدنامي اون به طور كامل از بين نرفته، براي همين آلبوس پاتر مي ترسه.

لي لي از مالسيبر اوري متنفر بود. اگه اسنيپ واقعاً عاشق اون بود، چرا گروهشون رو به خاطر لي لي كنار نذاشت؟

خب، اين بيچارگي اسنيپه. اگه چند بار وقتش رو مي گذاشت، يك مرگ خوار نمي شد، ولي مثل خيلي از آدم هاي متزلزل و آسيب پذير (مثل دم باريك) اون مي خواست در گروهي بزرگ، قدرتمند و باشكوه عضو باشه، هم لي لي رو مي خواست و هم مالسيبر. اون هيچ وقت نفرت لي لي رو درك نكرد؛ اون با كشيده شدن به طرف جادوي سياه كور شده بود و فكر مي كرد اگه يه مرگ خوار بشه لي لي اونو بزرگ مي بينه.

ارباب مرگ بودن به چه معنيه؟

همون طور كه دامبلدور توضيح مي ده، ارباب واقعي مرگ كسيه كه قبول مي كنه كه بايد بميره، و چيزهاي بدتري هم در دنياي زندگي وجود داره. اين طور نيست كه كوششي براي جاودانگي باشه، بلكه پذيرش مرگه.

من از اين كه ديدم هري از كروشيو (بشكنج) استفاده كرد و ظاهراً از كارش لذت برد نا اميد شدم. قبلاً كه نتونسته بود چنين طلسمي رو اجرا كنه باعث شده بود از كاراكترش تمجيد بشه. چرا هري تغيير كرد، و آيا هري بعدها از لذت از دردي كه عمداً در يك نفر ايجاد كرده بود، پشيمان نشد؟

هري هيچ وقت يه روحاني نبوده و نيست. مثل اسنيپ، اون هم عيب دار و فانيه. اشتباهات هري اصولاً از روي عصبانيت و گاهي از روي خودبينيه. در موقعيت هايي، اون خيلي عصبانيه و اعمالش از همين عصبانيت ناشي ميشه. درضمن اون در يك وضعيتي افراط مي كنه، سعي مي كنه از بعضي افراد در برابر دشمنان خشن و كشنده خيلي خوب دفاع كنه.

به نظرتون بامزه ترين لحظه اي كه در كتاب ها نوشتين كدوم بوده؟

جواب دادن به اين سؤال خيلي خودبينانه به نظر مي رسه! تو اين كتاب، قسمت مورد علاقۀ من اون حرف رونه كه مي گه “واقعاً حس و حال مهم بودن به آدم دست مي ده، نه؟”

اگر هري بخواهد نقشه غارتگر را به يكي از بچه هايش بدهد به كدام مي دهد؟

احساس مي كنم اونو به هيچ كدومشون نمي ده، ولي جيمز يه روز اونو از توي كشوي ميز پدرش مي دزده.

در پايان جدايي دورسلي ها، پتونيا مي خواست چه چيزي به هري بگه؟

به نظرم اون يه لحظه مردد موند كه براي هري آرزوي موفقيت بكنه؛ كه تقريباً اعتراف كنه كه نفرتش از هري و دنياش، از حسادت سرچشمه گرفته. ولي نمي تونست چنين كاري بكنه؛ سال ها بود وانمود مي كرد “عادي” هست و همين كافي بود كه چنين كاري رو خيلي سخت بكنه.

لطفاً از كتاب ها سؤالي رو مطرح كنيد كه بيش از همه دوست داريد در اون مورد سرنخ بدين و جوابش رو هم بگين!

بايد قبول كنم كه هميشه تعجب مي كردم كه هيچ كس ازم نپرسيد چوبدستي دامبلدور از چي ساخته شده! و حتي زماني كه ازم مي پرسيدن “دلتون مي خواد چه سؤالي ازتون بشه؟” نمي تونستم جوابش رو بگم، چون تابلو مي شد كه چه قدر اين موضوع مهم ميشه!

تاج عمه موريل مهمه؟

نه، متأسفم… مگر براي اين كه نشون بده چه خفاش پيري هست.

وقتي هري ديگه جان پيچ نيست، مي تونه به زبون مارها صحبت كنه؟

نه، اين تواناييش رو از دست مي ده، و خيلي خوشحاله كه ديگه نمي تونه اين كار بكنه.

آينۀ دوطرفه ي سيريوس چه طور به آبرفورث رسيده يا يك آينۀ دوطرفۀ ديگه هست؟

مي دونين كه آبرفورث توي هاگزميد با ماندانگاس ملاقات مي كنه. در همين موقع، دانگ (ماندانگاس) آينۀ سيريوس رو كه از ميدان گريمولد برداشته به آبرفورث مي فروشه.

اگر مودي يك چشم جادويي داره، و دم باريك يك دست جادويي داره، هيچ راهي نيست كه يك گوش جادويي براي فرد ترتيب داد، فقط براي اين كه اون سوراخ رو پر كنه و صورتش متقارن بشه؟

آره، مي تونه يه گوش مصنوعي داشته باشه (من دارم به اين فكر مي خندم. شايد با همون سوراخ راحت تر باشه!)

لولوخورخورۀ دامبلدور چيه؟

جسد خواهرش.

الان آمبريج وزغ نما داره چي كار مي كنه؟

خوشحالم كه مي بينم تو هم به اندازۀ من دوستش داري! اون بازداشت شده، ازش بازجويي شد و به دليل جنايت هايي كه بر عليه مشنگ زاده ها انجام داد به زندان افكنده شد.

با رفتن ولدمورت مشنگ ها متوجه شدن كه ديگه اتفاقات عجيبي نمي افته؟

بله، دنيا يه كم آفتابي تر مي شه (اصولاً، با رفتن ديوانه سازها هوا بهتر ميشه!) ما اينجا توي انگلستان تابستاني تحت تأثير ديوانه سازها داريم.

مشنگ زاده ها دقيقاً چگونه قدرت جادويي به دست ميارن؟

مشنگ زاده ها در شجره خانوادهشان جادوگر يا ساحره اي داشته اند، در بعضي موارد نسل هاي خيلي خيلي قبل باعث اين موضوع مي شوند. در بعضي موارد نادر نيز نسل هاي بيروني علت آن هستند.

آيا ريتا اسكيتر هنوز مي نويسد؟

طبيعتاً، چي مي تونه جلوي ريتا رو بگيره؟ تصور مي كنم بلافاصله پس از شكست ولدمورت، به سرعت زندگي نامۀ هري را مي نويسد. يك چهارمش واقعيت و سه چهارمش آشغاله.

هرميون مي تونه پدر و مادرش رو پيدا كنه و حافظۀ اونا رو بازيابي كنه؟

بله، هرميون فوراً اونا رو به خونه مياره.

مينروا (مك گونگال) عاشق آلبوس بود؟

نه! هر كسي كه حتماً عاشق كس ديگه اي نيست…

جي.كي.رولينگ براي چنين كتاب هاي فوق العاده اي ازت متشكرم! مي خوام بدونم كه چرا به نظر مي رسه كسي نمي دونه كه اسنيپ و لي لي در مدرسه دوست بودن؟ اونا براي گفتگو و … به طور آشكار با هم ملاقات مي كردن. جيمز از دوستي اونا چيزي نمي دونست؟

از تشكرت متشكرم! بله، دوستي و قطع رابطۀ اونا رو مي دونستن. كسي چيزي بيشتر از اين نمي دونست. جيمز هميشه شك داشت كه اسنيپ بيشتر تو دل لي لي جا خوش كرده باشه، كه همين عاملي براي اين رفتارش با اسنيپ بود.

تيم چادلي كنونز هرگز برندۀ جام جهاني كوييديچ مي شه؟

شايد، دعا لازم باشه. ولي براي اين كار بايد كل تيم رو عوض كنن و چند تا پاتيل فليكس فليسيس بخورن.

چرا ريگولس عقيده ش رو عوض كرد؟

اون براي حقيقت زندگي به عنوان يك مرگ خوار اماده نشده بود. اين قتل نافرجام كريچر توسط ولدمورت بود كه نظرش رو عوض كرد.
اسكورپيوس (پسر دراكو مالفوِي) خيلي باهاش مخالفه، نه فقط به خاطر اسمش. هرچند، فكر مي كنم اسكورپيوس نسخۀ اصلاح شده ي پدرشه، كه بيچارگي اونو سر عقل آورده.

اسكورپيوس هم به گمراهي پدرشه، يا دراكو فرزند(ان)ش رو بهتر تربيت كرده؟

ببخشيد، يه مشكل فني پيش اومد… الان يه سؤال رو قبل از اين كه ببينم جواب دادم! مثل اين كه دارم تو ذهن جويي پيشرفت مي كنم.

با مرگ ولدمورت، دراكو و هري دشمني شون رو كنار گذاشتن؟

راستش نه. نوعي نزديكي بين اونا وجود داره، از اين طرف هري مي دونه كه دراكو از مرگ خوار بودن متنفره و نمي خواست دامبلدور رو بكشه؛ در طرف ديگه، دراكو به خاطر نجات جانش به هري مديونه. در حالي كه، دوستي واقعي اين چيزها رو نداره. قبل از مبارزۀ نهايي اتفاقات زيادي افتاده.

چرا اسنيپ اين قدر بد تيپ مي زنه؟

هوم، سؤال خوبيه. بينش بد؟ اون به آينه نگاه مي كنه و گمون مي كنه خوش قيافه س؟ به نظرم احتمالاً اون در خودش به خصوصيت هاي ديگه اي ارزش مي داده!

اون سنگ (رستاخيز) بعد از اين كه توي جنگل افتاد پيدا ميشه؟

فكر نكنم. حدس مي زنم زماني كه سانتور ها با سرعت به كمك مبارزان هاگوارتز مي اومدن، به وسيلۀ سم اونا به زمين كوبيده شده و همون جا به زير خاك رفته باشه.

طلسم پست تدريس دفاع در برابر جادوي سياه مدتش بيشتر هم شده؟

بله،‌بالاخره! اتفاقاً مي دونستم يك نفر همين سؤال رو در مورد كوييرل ازم پرسيد. كوييرل بيش از يك سال در هاگوارتز تدريس مي كرد، اما درس دفاع در برابر جادوي سياه رو تدريس نمي كرد. اون قبلاً استاد علوم مشنگ ها بود.

آبرفورث چي ميشه؟

اون هنوز همون جاست، در كله گراز، با بزهاش بازي مي كنه.

نارسيسا مالفوي يك مرگ خواره؟

نه، اون هيچ وقت علامت شوم رو نداشته و هيچ وقت يك عضو كامل نبوده. هرچند، نظرات اون مثل رفقاي شوهرش بود تا اين كه ولدمورت نقشۀ مرگ پسرش رو كشيد.

آقاي ويزلي وقت كرد موتورسيكلت سيريوس رو تعمير كنه؟

البته، و در آخر به مالكيت هري رسيد.

فكر مي كنيد دامبلدور بين هري و رون، يه كم بيشتر طرفدار رون نبود؟

بله، همين طوره. از اعتماد هري به رون، و از گزارش هاي استادهايي كه به رون درس مي دادند، دامبلدور رون رو بهتر از هميشه شناخت و اون رو هم دوست داشت.

هرگز اجازه دادند فايرنز به گله اش برگردد؟

بله، بقيه گله مجبور شدن اعتراف كنن كه تدريس فايرنز براي انسان ها نه تنها ننگين نبود، بلكه افتخارآميز بود.

صحنۀ مورد علاقه تان كه در “قديسان مرگ” نوشتيد، چه بود؟

فصل 34: باز هم جنگل

سپر مدافع جيمز يه گوزن نره و سپر مدافع لي لي يك گوزن ماده است. اين يك تصادفه؟

نه، سپر مدافع اغلب به شكل عشق زندگي يك نفر تغيير مي كنه (چون در بسياري از مواقع همون “خاطره ي شاد”ي هستن كه سپر مدافع رو مي سازه.)

با توجه به اين كه ولدمورت از مرگ مي ترسيد، انتخاب كرد كه يك شبح بشه، اگر بله، در كجا رفت و آمد مي كرد، يا اين كه به علت جان پيچ هايش نمي تواند شبح بشود؟

نه، اون يه شبح نيست. مجبوره به صورت رشد نيافته در كينگز كراسي كه شاهدش بوديم زندگي كنه.

اين طور كه دامبلدور به هري گفت بايد هفت جان پيچ وجود داشته باشد، نه شش تا. يعني ولدمورت روحش رو به 8 قسمت تقسيم كرد نه 7 قسمت؟

بله، ولدمورت به طور اتفاقي روحش را به جاي 7 به 8 قسمت تقسيم كرد.

هرميون واقعاً افسون حافظه رو بر روي والدينش اجرا مي كنه؟ چون حدود 50 صفحه بعد به رون مي گه كه تا به حال يك افسون حافظه رو اجرا نكرده؟

اونا دو افسون مختلف هستن. اون خاطرۀ والدينش رو پاك نكرده؛ اونا رو جادو كرده كه مجبور بشن فكر كنن افراد ديگري هستن. (اون خاطرۀ دالاهوف و راول رو پاك مي كنه.)

چرا ولدمورت ديگه نمي تونست مثل كتاب ششم، در برابر هري از چفت شدگي استفاده كنه؟

اون داره كنترل خودش رو از دست مي ده، و نمي تونه از هري جلوگيري كنه تا ذهنش رو نبينه. ولدمورت هرگز به طور كامل متوجه اين ارتباط نشد، و نفهميد كه هري يك جان پيچه.

كرام همسرش رو پيدا مي كنه؟

البته، با اين حال اون بايد به وطنش بلغارستان برمي گشت تا اين كارو انجام بده.

چرا فكر كرديد كه مرگ هدويگ لازمه؟

از دست دادن هدويگ نشانۀ از دست دادن بي گناهي و مصونيته. گاه گاهي براي هري تقريباً به مثابه اسباب بازي بود كه از نوازش كردنش لذت مي برد. ولدمورت با كشتن اون پايان بچگي رو رزقم زد. متأسفم… مي دونم كه اين مرگ خيلي ها رو ناراحت كرد!

آيا مي توانيم سابقه كارهاي هري، رون و هرميون را بر روي كارت هاي قورباغه شكلاتي ببينيم؟

حتماً، و رون اون لحظه رو عالي ترين لحظۀ خودش مي دونه.

ورد ساخت جان پيچ ها چيست؟

اصلاً نمي تونم بهتون بگم. بعضي چيزها بهتر ناگفته بمونن.

اسنيپ تنها مرگ خواري بود كه مي تونست يك سپر مدافع كامل ايجاد كنه؟

بله، چون از سپر مدافع براي مقابله با چيزهايي استفاده ميشه كه مرگ خوارها معمولاً ايجاد مي كنن. اونا نيازي به سپر مدافع ندارن.

اگر هري و هرميون زير شنل نامرئي بودند ناجيني چه طور مي توانست آن ها را ببيند؟

حواس مارها با حواس انسان ها خيلي متفاوته. اونا مي تونن گرما و حركت رو طوري حس كنن كه ما نمي تونيم.

به غير از “قديسان مرگ” عنوان ديگري براي اين كتاب مدنظر داشتيد؟

دو عنوان ديگه كه احتمال داشت انتخاب كنم “چوبدستي بزرگان” (كه در عوض اسم يك فصل شد) و “جستجوي پرول” بود كه خيلي زود اينو كنار گذاشتم. به نظرم كلمۀ “Quest” يه كم منسوخ شده!

سپر مدافع شما چيه؟

دوست دارم مثل سپر مدافع هرميون، سمور آبي باشه، ولي يه احساسي بهم مي گه ممكنه يك سگ بزرگ باشه.

چرا ولدمورت وقتي حلقۀ گونت رو به دستش مي كنه نمي فهمه كه يك قديسه؟ (اون طور كه در كتاب 2 خاطرۀ دفترچه خاطرات اينو به هري نشون مي ده)

به دست كردن حلقه باعث نميشه سنگ كار بكنه. سنگ در ابتدا بيرون حلقه بوده، و براي استفاده از اون بايد سه بار حلقه رو بچرخونين.

بعد از مرگ ولدمورت، علامت شومي كه روي دست مرگ خوارها داغ شده بوده، باقي مي مونن، يا ناپديد مي شن؟

علامت شوم كم كم به زخمي تبديل ميشه، كه به زخم صاعقه مانند روي پيشاني هري بي شباهت نيست. مثل زخم هري، اين زخم ها هم ديگه سوزش يا دردي ايجاد نمي كنن.

اين روزها وضعيت “طفره زن” چه طوره؟

راستش، خيلي خوبه. به وضعيت عادي چرندگويي برگشته و قدر شوخي هاي غيرعمدي خودش رو مي دونه.

خانم رولينگ عزيز، تا وقتي اينجا هستم مي خوام ازتون تشكر كنم به خاطر اين كه باعث شدين بخندم، گريه كنم (خيلي! بيشتر از همه براي سيريوس!) از وقتي 11 ساله بودم تا الان كه 20 ساله هستم، جادو هري و شما هميشه با من خواهد بود! متشكرم!

خيلي متشكرم، كميل، و بابت سيريوس متأسفم. اون مرد طرفداران زيادي داشت. كه بايد بگم، بيشترشون زن هستن.

وينكي هنوز هم نوشيدني كره اي زياد مي خوره؟

حالا ديگه كمي بهتر شده.

بلاتريكس هرگز شوهرش رو دوست داشته، يا فقط ولدمورت رو دوست داشته؟

اون يه شوهر اصيل زاده گرفت، چون همون چيزي بود كه انتظارش رو داشت، ولي عشق واقعي اون هميشه ولدمورت بوده.

اسنيپ چگونه سپرمدافعش رو از بقيه اعضاي محفل مخفي نگه داشته؟

اون مواظب بود كه به وسيلۀ سپر مدافع با اونا ارتباط برقرار نكنه. اين كار سختي نبود، كار مخصوصش در محفل، يعني جاسوس بودن، ايجاب مي كنه كه براي هيچ كدوم از اونا سپر مدافعش رو نفرسته تا وفاداري اصليش مشخص نشه.

ولدمورت هرگز عاشق يه دختر شده؟

نه، اون فقط عاشق قدرته، و خودش. اون براي افرادي ارزش قائل مي شد كه بتونه براي پيش بردن اهدافش از اونا استفاده كنه.

چوبدستي شما از چه چيزي ساخته ميشه؟

چوبدستي من مثل چوبدستي هريه، چوب درخت خاس و پر ققنوس.

اعضاي الف.دال سكه ها رو نگه مي دارن؟

طبيعتاً. اونا مثل نشان يا مدال خدمته. ثابت مي كنه كه صاحب اون از ابتدا در مركز مبارزه با ولدمورت بوده! دوست دارم تصور كنم نويل سكه شو به دانش آموزان شگفت زده ش نشون مي ده.

از اين كه سرانجام مي تونين بدون رازداري در مورد كتاب ها صحبت كنين، چه احساسي دارين؟

خوشحالم! خيلي خوبه كه بالاخره مي تونم اين كار بكنم، خيلي وقته كه انتظار اين زمان رو مي كشم!

اگه افسون هاي حفاظتي در ميدان گريمولد بودن كه باعث مي شدن اسنيپ نتونه وارد بشه، چه طور تونست وارد خونه بشه و قسمت دوم نامه رو به دست بياره؟

اسنيپ بلافاصله پس از مرگ دامبلدور و قبل از اين كه مودي اون افسون ها رو كار بذاره وارد خانه شد.

چرا زخم روي پيشاني هري به شكل صاعقه است؟

راستش رو بخواين، چون شكل باحاليه. نمي تونستم بذارم قهرمانم زخمي گرد داشته باشه.

شكل جوش هاي ماريتا (دوست چو كه به الف.دال خيانت كرد) محو شدن؟

بالاخره بله، ولي چند تا زخم باقي موند. من از خبرچين ها متنفرم!

چرا وقتي هري مرد بين اين همه جا به كينگزكراس رفت؟

علل زيادي داشت. اسم تأثير زيادي داره، و در كتاب ها به عنوان دروازۀ بين دو دنيا (جادويي و مشنگ ها) معرفي شده، و هري در موقع جابه جايي بين دو دنيا به اونجا مي ره (فراموش نكنين كه ما تصور هري رو مي بينيم، نه لزوماً چيزي كه وجود داره.
مثل اين كه بيش از وقت مونديم. بيش از 120 هزار سؤال ازم پرسيدين و من جواب دادم! چي مي تونم بگم؟ خيلي متشكرم كه مدت زيادي با من و هري همراه بودين. شما اين كار رو براي نويسنده هري تبديل به مسافرتي خارق العاده كردين.
اين سؤال رو دوست دارم، براي همين به عنوان آخرين سؤال جواب مي دم.

دوست دارين در مراسم تدفين دامبلدور چه سرودي از مشنگ ها پخش بشه؟

مطمئناً، “I did it my way” اثر فرانك سيناترا
مي دونم كه همه چيز رو جواب ندادم… سايتم رو چارچشمي زير نظر بگيرين، و در زمان خودش، سعي مي كنم سؤالات بيشتري رو جواب بدم!

از همه تون خيلي متشكرم، اوقات خيلي خوبي داشتم، و اميدوارم بعضي از سؤالات عالي رو جواب داده باشم (همين الان صداي فريادي از دور شنيدم كه گفت: “به من نرسيدي!”)

تمام شد، دارم غيب مي شم. خداحافظ

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 13:57  توسط امیر خادم معارف  | 

اماواتسون :خجالت آور

اما واتسون آیا حاضر می شود بعد از اینکه به سن ۱۸ سالگی پا گذاشت در فیلم هایش صحنه های غیر اخلا قی به وجود آورد!؟

در یک مصاحبه جدید با اما واتسون، او در مورد اینکه وارد سن 18 سالگی شدن برایش دشوار بود، اجرای صحنه های غیراخلاقی به نظرش خجالت آور است و توضیحاتی در مورد فیلم جدیدش، صحبت کرده است. این بازیگر علاوه بر این در مورد سخت بودن اجرای نقش های متفاوت از هرمیون هم صحبت کرده است.

“هیچ برنامه ی از قبل تایین شده ای برای اجرای همچین نقش هایی ندارم، قصد شُکه کردن مردم رو هم ندارم. ممکن هست برای اجرای قابل قبول تر نقشم در فیلم برناردو برتولوچی، مجبور شوم لباس هایم را در بیاورم. ولی این کار اصلا به خاطر اجرای نقشی متفاوت از هرمیون نیست. از این کارهای تاکتیکی متنفرم. برای خوش آمد کسی هم نمی خواهم عریان بشم.”

 

دراین مصاحبه اشاره شده است که اما هنوز در مورد تصمیمش برای ورود به دانشگاه امریکایی یا بریتانیایی مردد است. روز گذشته گزارشی در روزنامه دانشگاه کمبریج مبنی بر تصمیم واتسون برای تحصیل در کالج Trinity در دانشگاه کمبریج اعلام شد که هنوز رسما تایید نشده است

.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 17:52  توسط امیر خادم معارف  | 

اما واتسون

فیلم شناسی اما واتسون:

1- هری پاتر و شاهزاده دورگه (2008) (پیش تولید) (در نقش هرمیون گرنجر)
2- هری پاتر و محفل ققنوس (2007) (در حال تولید) (در نقش هرمیون گرنجر)
3- هری پاتر و جام آتش (2005) (در نقش هرمیون گرنجر)
4- هری پاتر و زندانی آزکابان (2004) (در نقش هرمیون گرنجر)
5- هری پاتر و تالار اسرار (2002) (در نقش هرمیون گرنجر)
6- هری پاتر و سنگ جادو (2001) (در نقش هرمیون گرنجر)
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 17:50  توسط امیر خادم معارف  | 

محافظ های صفحه ی نمایش

 
تعداد زیادی محافظ صفحه نمایش از کتاب ها، فیلم ها و بازیگران هری پاتر در اینجا قابل دریافت است.
برای دریافت فایل ها، روی عنوان آن ها کلیک راست کنید و Save Target As را انتخاب کنید.
محافظ صفحه نمایش به این خاطر در ویندوز استفاده می شود که مواقعی که از کامپیوتر استفاده نمی کنید به نمایش در بیاید تا مانیتور صدمه نبیند ولی بیشتر جنبه سرگرمی دارد.
در بعضی قسمت ها، چون با همان موضوع چند محافظ صفحه نمایش وجود دارد، باید روی شماره های یک، دو و ... کلیک راست کنید تا فایل ها دریافت شوند.
 
جنگل ممنوع یک (942 KB)
شنل نامرئی (794 KB)
خانم نوریس (675 KB)

گریفیندور بر علیه اسلایترین (1.72 MB)
تالار اسرار (1.46 MB)
کوییدیچ (4.09 MB)

بانو بالون (2.04 MB)
دلقک (1.92 MB)
نشان سیاه یک - دو - سه - چهار
پیش گویی یک - دو - سه - چهار
مراقبت از موجودات جادویی یک - دو - سه - چهار
زندانی آزکابان (4.20 MB)

جام آتش یک (2.11 MB)
جام آتش دو (2.11 MB)
جام آتش سه (4.45 MB)
مودی چشم باباقوری (1.87 MB)
یول بال (1.85 MB)

بقیه محافظ های صفحه نمایش
دنیل رادکلیف در سال 2003 (4.83 MB)
دنیل رادکلیف در سال 2005 (2.41 MB)
دنیل رادکلیف (3.06 MB)
هری پاتر و شاهزاده دو رگه بزرگسالان (3.91 MB)
هری پاتر و شاهزاده دو رگه کودکان (4.04 MB)
هری پاتر (1.71 MB)
هری پاتر (جدیدتر) (2.01 MB)
گوی زرین (1.03 MB)
قلعه هاگوارتز (757 KB)
هری پاتر (1.92 MB)
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 17:49  توسط امیر خادم معارف  | 

تور مجازی هری پاتری

در این بخش با انتخاب یکی از مکان های جادویی "هری پاتر" میتوانید بصورت کاملا طبیعی به آن محیط قدم بگذارید. 360 درجه ی اتاق را ببینید. زوم کنید. جلو بروید. کنار و عقب بروید و حتی وارد اتاق ها شوید و روی اشیا ی مورد نظر خود مانور دهید. این فایل ها توسط لوکشین های واقعی فیلم های "هری پاتر" تهیه شده و با کیفیت فوق العاده بالا منتظر شما هستند !

 
توجه: برای استفاده از این تور ها به نرم افزار Apple QuickTime احتیاج دارید. برای دان لود فایل ها روی عنوان آن ها کلیک راست کنید و Save Target As... را انتخاب کنید.  

جهت استفاده از این تور ها لطفا به نکات فوق توجه داشته باشید. برای زوم کردن از کلید Shift، برای عقب بردن زوم از کلید Ctrl، برای رفتن به جلو، عقب، راست و چپ از کلید های حرکتی، و برای وارد شدن به اتاق ها باید کلیک چپ موس را فشار دهید. اگر دیدید زوم کار نمی کند، اول موس را روی محل نمایش تصویر برده و بعد کلید ها را فشار دهید. هر گاه هنگام حرکت در تصویر با موس، نشانگر موس بصورت فلشی رو به بالا شد یعنی می توانید با کلیک در آن مکان وارد آن اتاق یا آن بخش خاص شوید. با استفاده از کلید های نرم افزار QuickTime Player به راحتی میتوانید فعالیت های فوق را انجام دهید. توجه داشته باشید که بعضی از تور ها امکان وارد شدن به هیچ اتاقی را ندارد و بعضی امکان رفتن به تمام بخش ها را شامل میشوند.

 
   
دفتر پروفسور آمبریج
حجم: 2.59 MB
 
خانه میدان گریمولد (سیریوس بلک)
حجم: 688 KB
 
کلاس ستاره شناسی
حجم: 2.29 MB
 
فروشگاه بورگین و بورکز
حجم: 817 KB
 
پناهگاه
حجم: 670 KB (غیر واقعی-انیمیشن)
 
پناهگاه
حجم: 1.17 MB
 
تالار اسرار
حجم: 1.15 MB
 
سالن عمومی گریفیندور
حجم: 350 KB
 
کوچه دیاگون
حجم: 1.30 MB (غیر واقعی-انیمیشن)
 
دفتر پروفسور آلبوس دامبلدور
حجم: 1.70 MB
 
خانه دورسلی ها
حجم: 1.39 MB
 
قبرستان
حجم: 1.80 MB
 
سالن عمومی (جشن رقص یول بال)
حجم: 2.06 MB
 
کلاس گیاه شناسی
حجم: 897 KB
 
کلبه هاگرید
حجم: 417 KB
 
هاگزمید
حجم: 777 KB (غیر واقعی-انیمیشن)
 
فروشگاه دوک های عسلی
حجم: 3.27 MB
 
درمانگاه هاگوارتز
حجم: 825 KB
 
کتابخانه هاگوارتز
حجم: 1.50 MB
 
کلاس گیلدروی لاکهارت
حجم: 773 KB
 
کلاس ریموس لوپین
حجم: 3.53 MB
 
شیون آوارگان
حجم: 1.59 MB
 
دفتر پروفسور اسنیپ
حجم: 370 KB

 

 
اتاق محاکمه
حجم: 2.23 MB
 
تالار مدال ها
حجم: 1.75 MB
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 17:47  توسط امیر خادم معارف  | 

عوامل یادگاران مرگ در ساحلی در انگلستان

مقاله جدیدی در وسترن تلگراف منتشر شده است که گزارش می دهد عوامل فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ برای انجام عملیات تحقیقاتی، به ساحلی در پرمبوکشایر جنوبی رفته اند.

عوامل فیلم به این شهر سفر کرده اند، هتلی در آنجا رزرو کرده اند و وسایل تحقیقاتی با خود به همراه آورده اند.

صحنه ساحل در کتاب مربوط می شود به دهکده ای خیالی در شهر کورنوال، که کلبه ای روستایی است که جادوگران جوان، هری، رون و هرمیون به آنجا پناه می برند.

یکی از سخنگویان تولیدی هری پاتر گفت هیچ لوکیشن به خصوصی برای فیلم هنوز تایید نشده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 17:41  توسط امیر خادم معارف  |